گفت‌وگوی کریمی با سایت نود (بخش اول): خیلی به دنبال آنالیز و این مسائل نیستم/ شاید یکی، دو ماه دیگر مربیگری را کنار بگذارم

وبسایت رسمی توپ - بودن علی کریمی جذاب است. حتی اگر دیگر بازیکن نباشد و از دریبل‌ها و بازی‌های جادوگرانه و تمام جذابیت‌های بصری فوتبالش خبری نباشد، باز هم بودن کریمی جذاب است. به عنوان سرمربی با یک سری عادات و رفتارهای جدید. شاید به اندازه زمان بازیگری‌اش هیجان انگیز نباشند اما او هنوز علی کریمی است، جادوگر فوتبال که می‌تواند خیلی‌ها را با محبوبیتش جادو کند.

دنیای مربی‌گری دنیای پیچیده‌ای است. بسیاری از بازیکنان و ستاره‌های بسیار محبوب در مسیر جدید آنچه را در دنیای بازیگری کسب کرده بودند از دست دادند و با شعارهای حیا کن و رها کن بدرقه شدند. بسیاری هم آن چیزی را که در دنیای بازیگری بدست نیاورده بودند روی نیمکت پیدا کردند و به محبوب سکوها تبدیل شدند. علی کریمی با وجود این که یک سال است به این دنیا نزدیک شده اما هنوز در آستانه اولین قدم جدی سرمربی گری‌اش است تا نشان دهد در این زمینه، چند مرده حلاج است و قرار است از کدام گروه باشد.

- ورود شما به عرصه مربی‌گری عجیب بود. این عجیب بودن در بقیه مسیر هم ادامه پیدا کرد و به سومین تجربه در یک سال اخیر رسید. خونه به خونه، نفت تهران و سپیدرود رشت. از نظر خودتان مسیر درستی است؟

ما در مملکتی زندگی می‌کنیم که اگر غیر از این بود باید تعجب می‌کردیم. به هر حال در باشگاه نفت آن اتفاقات افتاد که خیلی دست من نبود. رفتیم و برگشتیم و دوباره رفتیم. من همیشه چون دوست دارم خوب کار کنم. حتی اگر یک ماه در تیمی باشم می‌خواهم کاری کنم که ماندگار باشد. البته این را نباید خودم بگویم، بازیکنانی که در این مدت کوتاه با من کار کرده‌اند باید بگویند. ولی هدف من همیشه این بوده که حتی اگر یک هفته جایی هستم مفید باشم و کاری کنم که بماند.

- یعنی از این روندی که شروع کردید و طی کردید راضی هستید؟

یک سری از همکاران شما در کنفرانس مطبوعاتی از من پرسیدند چرا ریسک می‌کنید و همچین تیم‌هایی را انتخاب می‌کنید؟ زندگی کلا ریسک است و ریسک کردن کار طبیعی است. یعنی من باید صبر کنم تا رئال مادرید و بارسلونا به من پیشنهاد بدهند؟ به هر حال هر وقت فرصتی پیش می‌آید آدم باید از آن استفاده کند که تجربه‌ای بدست بیاورد. در مورد سپیدرود هم که به هر حال تیم شهرم هست و به غیر از همه مسائل، این فاکتور برایم اهمیت زیادی داشت. البته من خونه به خونه را از این بحث جدا می‌کنم. من در خونه به خونه سمتی نداشتم و فقط به صورت رفاقتی در کنار تیم بودم.حاج آقا حسن زاده نسبت به ما لطف داشت و می‌گفت مدیرفنی اما چنین چیزی نبود. من فقط حالت رفاقتی در کنار تیم بودم. مگر من آنجا مربی‌گری کردم؟

- یعنی علی کریمی اسمی است که هر کسی می‌تواند به خاطر رفاقت از آن استفاده کند و به قول شما بدون هیچ سمت و قراردادی او را به تیمش ببرد؟ بالاخره هر کسی به هر تیمی برود به دنبال یک هدفی است.

من با این حرف مخالفم. حرف من این است که آدم در هر جایی می‌تواند تجربه کسب کند. مگه تجربه داشتن در هر زمینه‌ای بد است؟

- تجربه کسب کردن به چه قیمتی؟

به هر قیمتی. آدم ممکن است در جایی کار کند که حتی فکرش را هم نمی‌کرده اما تجربیاتی بدست می‌آورد که در ادامه راه خیلی به دردش می‌خوردم. قیمتش هم مهم نیست. آدم برای هر کاری باید هزینه ای پرداخت کند. تجربه به نظر من به هر قیمتی می‌ارزد. چه تجربه تلخ باشد چه تجربه شیرین. طبیعتا باید بهایی پرداخت.

- تجربه شما از حضور در خونه به خونه چه بود؟

تجربه حضور در لیگ یک. این که تیم‌ها در آنجا چه شرایطی دارند. اتفاقاتی که در انجا می‌افتد. این که بخش خصوصی وقتی می‌خواهد وارد فوتبال شود چه سختی‌هایی را می‌کشد. جریمه‌هایی که تیم‌های شخصی را می‌کنند چند برابر تیم‌های دولتی است. البته این ها را می‌دانستیم و شنیده بودیم اما این که لمس کنی خیلی فرق دارد. آقای حسن‌زاده شاهد زنده است و می‌تواند بگوید که من دخالتی در تیم نداشتم. اگر در مورد بازیکنی حرفی می‌شد نظرم را می‌دادم. 

- کسب تجربه و همه حرف‌هایی که شما زدید درست است اما قضیه از بیرون شکل دیگری دارد. شکل همکاری‌های شما از بیرون اینطور است که هر تیمی که مالک خصوصی دارد و مالک پولداری به آن وارد می‌شود علی کریمی هم آنجا هست.

این حرفی است که از بیرون زده می‌شود. شما الان فکر می‌کنید من و کادرم پولی گرفتید که کار می‌کنیم؟ ما هیچ پولی نگرفتیم. من در هیچ تیمی به دنبال پول نبودم. من در مساله نفت تهران هم اگر بحثی را راه انداختم به خاطر پول ومنافع شخصی نبود. این که مدیر و مالک یک باشگاه می‌خواهد مربی جدید بیاورد حق طبیعی‌اش است. این را همان زمان هم در مصاحبه‌هایم گفته بودم. حق طبیعی هر مالکی است اما باید از راه حرفه‌ای اش باشد. من را نمی‌خواهی؟ مشکلی نیست. یک توافقی با هم انجام بدهیم و خداحافظ. اما حتی این کار را هم انجام ندهی و مسائل را ربط بدهی به یکسری قضایایی که ربطی به مربی‌گری ندارد، دیگر نمی‌شود. اگر قرار است این اتفاق بیفتد که من سرم برای این کارها درد می‌کند. مسئولان نفت من را خیلی خوب نمی‌شناختند. اگر من را می‌شناختند همچین اشتباه بزرگی را مرتکب نمی‌شدند. مساله من با مسئولان نفت مساله مالی نبود.

- پس چرا قبول می‌کنید وقتی پولی نیست و فقط اسم تیم پولدار و پول گرفتن علی کریمی روی آن است؟

اگر قرار باشد همه چیز اوکی باشد که نمی‌شود. بدنامی هم نیست به نظرم. من قبل از این که به سپیدرود بیایم با مسئولان این تیم صحبت کردم. گفتم ما امکانات در حد رئال مادرید و بایرن مونیخ نمی‌خوایم. ما فقط در حدی امکانات می‌خواهیم که برای حضور یک تیم در لیگ برتر کافی باشد.

- به هر حال امکانات موقعی به درد می‌خورد که مدیری بالای سر تیم باشد و از فوتبال چیزی بداند نه این که فقط پول داشته باشد.

آدمی به سپیدرود آمده، کمکی به حال تیمی بکند که اوضاعش بد است و تیم ریشه‌داری است. سپیدرود نماینده رشت و شمال کشور است و وقتی یک نفر آمده که کمکی بکند به هر حال باید چند نفر دورو برش باشند که کمکش کنند و بتواند کار درستی انجام دهد. اینجوری نیست که هر جایی پول هست و امکانات زیاد هست من هم آنجا هستم.

- این کمک گرفتن برعکس هم هست. یعنی هر مدیری که تازه به فوتبال می‌آید برای این که بتواند شهرتی برای خودش دست و پا کند از علی کریمی استفاده یا سو استفاده می‌کند.

سو استفاده نمی‌شود اسمش را گذاشت. من نه این که اعتماد به نفس کاذب داشته باشم بلکه به خودم اعتماد دارم که می‌خواهم بیایم و کاری کنم که اتفاق مثبتی بیفتد. به هر حال من تجاربی در زمان بازیکنی داشتم. تیم‌هایی را رفتم و دیدم و امکاناتش را دیدم. من به دنبال ایجاد تغییر هستم و این که اثر خوبی از خودم به جا بگذارم. شاید اصلا فردا اینجا نباشم اما مهم این است که اگر نبودم هم بتوانم سرم را بالا بگیرم.

- این روند باعث نمی‌شود که تجربیات مربی‌گری علی کریمی به مرور در تیم‌هایی خلاصه شود که هیچ موفقیتی نداشتند و همه آنها ناموفق بوده‌اند؟

من یک سوال از شما می‌پرسم. مربیانی که قهرمانی‌های زیادی داشتن از آخرین قهرمانی‌شان چند سال می‌گذرد؟ الان آقای قلعه‌نویی و آقای دایی و آقای جلالی که همیشه هم تیم‌هایشان تیم‌های خوبی بوده چند سال است در لیگ قهرمان نشدند؟ یک تیم خوب و کارنامه پرافتخار نمی‌تواند کافی باشد. اتفاقات و مشکلات مدیریتی نفت که به من ربطی نداشت. یک آدمی در این فوتبال سرکار می‌آید که معلوم نیست کیست اما همه حکم‌ها را به نامش زدند و اهلیت و مشروعیتش را تایید کرده‌اند. این تقصیر من علی کریمی است؟ باید یک شرایطی هم باشد که هر کسی نتواند به فوتبال بیاید.

- چرا شما با هر آدمی که به فوتبال می‌آید باید کار کنی؟

من که ایشان را نمی‌شناسم. می‌بینم وزارت نفت و فدراسیون فوتبال نامه زده‌اند که ایشان تایید شده است. ما روی این نامه‌ها حساب کردیم. یک مورد دیگه هم این است که ما بدنبال این هستیم که فوتبالمان به سمت خصوصی برود پس باید تجربه خصوصی شدن را داشته باشیم. شما ببینید وزارت نفت یک شبه اعلام می‌کند که دیگر نمی‌خواهد تیمداری کند و چه بر سر نفت تهران آمد.

- همیشه یک مرزبندی وجود داشت میان مربیان سنتی ومربیان جوانتری که قرار است وارد این عرصه شوند. حداقل انتظار از امثال شما و نسل جدیدی که در اروپا فوتبال بازی کرده و به قول شما بایرن و لالیگا و تیم‌های معتبر را دیده این است که از راه اصولی و با دانش کامل وارد فوتبال شوند و این مسیر را طی کنند.

هر کاری را باید از یک جایی شروع کرد. مگر غیر از این است؟

- خب چرا از لیگ برتر؟ چرا از تیم‌هایی که وضعیتشان و شرایطشان معلوم است.

من تا الان جایی نگفتم اما پیشنهاد از شهرستان هم داشتم. از لیگ یک هم پیشنهاد داشتم اما شرایطم برای همکاری خارج از تهران مناسب نبود. شمال هم قضیه‌اش فرق می‌کند. اینجا شهر خودم هست و من همیشه به آنجا رفت و آمد دارم و هر دو هفته یک بار می‌آمدم. شمال قضیه‌اش فرق می‌کند اما من نمی‌خواستم به شهرستان بروم.

- فکر می‌کنید با شرایط سپیدرود مدت طولانی ماندگار شوید؟

من همه چیز را به مرور زمان واگذار می‌کنم تا ببینیم چه می‌شود. در کل من اصلا شاید یک ماه دیگر دو ماه دیگر یا فصل دیگر شاید اصلا به این نتیجه رسیدم که با این سیستم و شرایطی که فوتبال ما دارد بخواهم مربی‌گری را بگذارم کنار. اصلا هیچ چیز مشخص نیست

- قبلا مطمئن نگفته بودید می‌خواهید مربی شوید. هنوز هم با تردید صحبت می‌کنید. مثل اینکه انگیزه زیادی برای مربی‌گری ندارید.

شما تا الان آمدید از مشکلات مربی‌گری در لیگ برتر بنویسید؟ این که یک سرمربی در لیگ برتر ایران چه وظایفی دارد. یک سرمربی باید اتوبوس را هماهنگ کند. توپ را هماهنگ کند. مانع را هماهنگ کند. به تدارکات و ماساژور بگوید چه کار کند. در کجای دنیا مربیان این کارها را می‌کنند؟ مربی‌گری در لیگ برتر با اعمال شاقه است. در همه جای دنیا مربی می‌آید در رختکن و تمرین و می‌رود. همه وظایف اینجا روی دوش سرمربی است. کسی نمی‌داند که سه ساعت قبل از بازی باید با دکتر و ماساژور و همه هماهنگ کنند.

- این مشکلات هست، اما مشکل جدید این است که مربیان جدیدی که وارد این سیستم می‌شوند مشکلی حل نمی‌کنند بلکه خودشان هم در این سیستم غلط حل می‌شوند.

مگر می‌شود یک طرفه مشکل را حل کرد؟ من خودم و فکر و هدف خودم این است که بعد از جداشدنم بگویند که خدا پدرش را بیامرزد. همه چیز که موفقیت و جام‌آوردن نیست. چند مربی بزرگ در دنیا داریم که مدت‌هاست نتیجه نگرفته‌اند؟ الان مورینیو در منچستر یونایتد با بهترین تیم و بهترین امکانات نتیجه نمی‌گیرد. مثلا اولین بازی سپیدرود ما هر چی می‌زدیم داخل دروازه نمی‌رفت. شانس هم دخیل است. همه چیز فقط بردن و موفقیت نیست.

- فلسفه مربی‌گری علی کریمی چیست؟

فلسفه مربی‌گری من رفاقت و دوستی است. به نظر من تیمی موفق است که رفاقت داشته باشد. چون خود من بازیکن بودم یکسری تمرینات هست که بازیکنان از آنها خوششان نمی‌آید. از آن فرار می‌کنند. همیشه تلاش کردیم تمرینات جذاب بگذاریم و چالشی در آن بگذاریم که برای همه جذاب شود. همه این‌ها یک طرف اما رفاقت از هر چیزی مهم‌تر است. من به بچه‌هایم گفته‌ام. شاید من در کادرفنی باشم و آنها بازیکن اما همه با هم رفیق هستیم. من همیشه از بچه‌ها میپرسم مشکلی هست یا انتقادی هست. به هر حال همه ما یک خانواده‌ایم و هر چه رفاقت در یک تیمی بیشتر باشد مشکلات کمتر می‌شود.

- یعنی همین رفاقت کافی است؟

کافی که لازم هست و تمرین کردن هم قطعا لازم است.خیلی به دنبال آنالیز و اینکه بگویم فلان تیم را آنالیز کردیم و فلان تیم را بررسی کردیم نیستم.

- پس پیرو سبک پروین هستید.

به هر حال هر کسی سبکی دارد. شما می‌توانید بروید و ده نفر آنالیزور را هم بیاورید وقتی بازیکن من در زمین روزش نباشد آنالیزور کاری می‌تواند انجام دهد؟ آنالیز فقط این است که یک آگاهی نسبی از بازیکن مقابل به بازیکن خودمان می‌دهیم. اگر بازیکن من شرایط خوبی نداشته باشد، از نظر روحی و روانی آماده نباشد و خوب تمرین نکرده باشد آنالیز چه اهمیتی دارد؟ خیلی‌ها هم از آنالیز به نفع خودشان سو استفاده می‌کنند اما به نظر من آنالیز فقط دادن بعضی از اطلاعات از بازیکن مقابل است.

- پس به نظر شما رفاقت می‌‌تواند جای همه چیز را در یک تیم پرکند؟

خیلی‌ها می‌گویند مربی باید جذبه داشته باشد و بازیکن بترسد ولی من این را قبول ندارم. مربی باید با بازیکن دوست باشد که بازیکن هر مشکلی را دارد بتواند به مربی‌اش بگوید. یک بازیکن به هر دلیلی مشکل خانوادگی یا مشکل شخصی روحیه مناسبی ندارد. می‌رود داخل زمین و با یک اشتباه باعث می‌شود نتیجه از دست برود و بعد از بازی می‌گوید من فلان مشکل را داشتم. دیگر آن زمان گفتنش به چه دردی می‌خورد. بازیکن باید این جرات را داشته باشد که مشکلش را به مربی‌اش بگوید و این به نفع تیم است.

- در مورد فوتبال بازی کردن چه فلسفه‌ای دارید؟ مثل اکثر مربیان جدید فوتبال دفاعی و گل‌نخوردن یا فوتبال هجومی و فانتزی؟

هر بازی شرایط خاص خودش را دارد. نمی‌شود که در همه بازی‌ها یک مدل بازی کرد. وقتی میزبانی یک سیستمی استفاده می‌کنی. وقتی میهمانی از یک سیستم دیگر. نظر شخصی من این است که یک مربی هر کاری می‌خواهد بکند در تمرین است. شاید موقع مسابقه کنار زمین باشیم و دوتا داد هم بزنیم اما یک مربی باید بازیکن را در طول هفته از نظر روحی و روانی آماده کند. بازیکنان ما هرچقدر از نظر روحی و روانی در شرایط نرمالی باشند به آنها کمک می‌کند که بازی بهتری انجام دهند و کمتر اشتباه کنند. تیم ما متاسفانه در این فصل براثر اشتباهات گل‌های زیادی دریافت کرده است. متاسفانه اکثر تیم‌ها به نوعی درگیر مشکلات هستند. مشکلات برای همه تیم‌ها هست و مهم این است که در میان این مشکلات بتوانیم بازیکن را از نظر روحی و روانی آماده کنیم.

- به لحاظ فنی چی؟

من می‌توانم به بازیکنی در این سطح کمک کنم که توانایی‌اش را ارائه دهد اما نمی‌توانم به یک بازیکن یاد بدهم کاری که توانایی‌اش را ندهد انجام دهد. اگر می‌توانستم این کار را کنم که میلیون ها پول به فوتبالیست نمی‌دادم. می‌رفتم از کوچه و خیابان چند نفر را می‌آوردم و به آنها فوتبال یاد می‌دادم. من قبلا هم این حرف را زدم و متاسفانه به یکسری از آقایان برخورد. مهم‌ترین کار یک مربی آماده‌کردن بازیکن از نظر روحی و روانی است. من توی بازی نیستم که به بازیکن بگویم توپ را چطور بزن گل بشود یا چطور سانتر کن. اما اگر از نظر روحی و روانی و از نظر بدنی در شرایط خوبی باشند خودشان در زمین می‌توانند بهترین تصمیم را بگیرند.

- کلا به بحث رفاقت در فوتبال اعتقاد زیادی دارید. در نفت تهران هم تا جایی که امکان داشته بازیکنانی که با آنها رابطه دوستانه‌تری را داشته‌اید جذب کردید.

وقتی بازیکن نبود چه کاری باید انجام می‌دادم؟

- حداقل از بازیکنان جوان‌تر استفاده می‌کردید.

هیچ تیمی به اندازه من در نفت تهران تست نگرفته است. شما می‌توانید بروید از مسئولان این تیم بپرسید. ببینید ما چند نفر را تست گرفتیم، اما وقتی می‌بینیم کسایی که می‌آیند فوتبال بلد نیستند باید چکار کنم؟ صرفا علاقه داشتن که نمی‌تواند برای فوتبالیست‌شدن کافی باشد. یکسری از آنها را واقعا خودم رویم نمی‌شد با آنها صحبت کنم و توضیح بدهم به درد فوتبالیست شدن نمی‌خورند. مگر من بازیکنان بدی را به نفت تهران آوردم؟ فشنگچی سنش بالاست؟ فرض کنیم من اشتباه کردم. چرا فشنگچی و امین منوچهری و کسانی که من آوردم نفت تهران چرا الان فیکس بازی می‌کنند؟ من بازیکن هجده ساله بازی دادم. آرش شهامتی. چرا کسی از این مساله حرفی نمی‌زند؟ جوانگرایی هم شرایط دارد و نیاز به زمان و وقت کافی و مناسب دارد.

 

 

گفت‌وگو از نیلوفر کنگرانی

 

۳۰۳۸۸

 
 
 
 

وب سایت نود

اخبار مرتبط


دیدگاه کاربران

برای ثبت دیدگاه وارد وب سایت ما شوید.

آخرین اخبار